[ad_1]

گفته می شود که رئیس جمهور بایدن دستور داده است که نیم تنه وینستون چرچیل را از دفتر بیضی شکل خارج کنند. دوازده سال پیش ، پرزیدنت اوباما نیز همین کار را کرد. نخست وزیر انگلیس ، تونی بلر ، نیم تنه چرچیل را به رئیس جمهور جورج دبلیو بوش پس از حملات 11 سپتامبر اهدا کرد و بوش آن را با افتخار در دفتر بیضی نشان داد. هنگامی که رئیس جمهور ترامپ در سال 2017 به کاخ سفید نقل مکان کرد ، نیم تنه چرچیل بازگشت. روسای جمهور جمهوری مدرن میراث چرچیل را گرامی می دارند. روسای جمهور مدرن دموکراتیک چنین نمی کنند. به نظر می رسد چرچیل بخشی از شکاف سیاسی آمریکا است.

چرا روسای جمهور دموکرات ، برخلاف جمهوری خواهان ، گرامی داشتن یاد چرچیل را مهم نمی دانند؟ چه ارتباطی با دولتمرد و افسر فقید انگلیس دارد که واکنشهای مختلف سیاسی مختلفی را برانگیخته است؟ چرا چرچیل نسبت به ر presسای جمهور دموکرات اخیر – و چپ گرایان به طور گسترده تر آنقدر کینه ورز است؟ (در ژوئن سال گذشته ، مجسمه چرچیل در میدان پارلمان توسط فعالان Black Lives Matter هتک حرمت کرد ، آنها در پایگاه خود نوشتند “نژادپرستانه” ، از مقامات انگلیس خواستند یک پوشش محافظ برای مجسمه نصب کنند.)

وینستون چرچیل در کنفرانسی در کبک.

وینستون چرچیل در کنفرانسی در کبک.

سیاست گذاری در یادبود وینستون چرچیل

در طول فعالیت سیاسی طولانی خود در انگلیس ، چرچیل شخصیتی قطبی بود. او دو بار احزاب سیاسی را تغییر داد. بیشتر طبقه سیاسی انگلیس وی را بی پروا ، غیرقابل اعتماد و خطرناک می دانستند. در روزهای قبل از جنگ جهانی اول ، چرچیل ، به عنوان اولین ارباب دریاسالار ، اطمینان حاصل کرد که نیروی دریایی انگلیس هنگام جنگ آماده است. همانطور که چرچیل در آن می نویسد بحران جهانی، از جنگ “در ابتدا قدرت دریایی انگلیس بدون شک بر همه جهان حاکم بود.” با نرمی و دقت فوق العاده کار می کرد. “

در چند هفته آینده ، وینستون چرچیل به نجات تمدن غرب ادامه خواهد داد …

با این حال ، فقط یک سال بعد ، چرچیل مجبور به استعفا از کابینه نظامی به دلیل شکست در کارزار دردانل ، که به طور ناعادلانه مورد سرزنش قرار گرفت ، شد. (این کارزار نظامی انگلیس برای مجبور کردن تنگه ها به منظور شکست دادن امپراتوری عثمانی و ارتباط با نیروهای روسی ، که چرچیل به همراه دیگر اعضای کابینه نظامی از آن دفاع می کرد ، به دلیل عدم هماهنگی دریایی و اجرای ضعیف ، شکست خورد. به جای استفاده از یک نیروی دریایی برای دور زدن بن بست در جبهه غربی ، نیروهای انگلیس و متفقین در شبه جزیره گالیپولی غرق شدند و بیش از 100000 تلفات قبل از عقب نشینی متحمل شدند.)

چرچیل پس از پیوستن به حزب محافظه کار و خدمت به عنوان صدراعظم وزیر خزانه داری تا اواخر دهه 1920 ، عمداً برای مدت ده سال از یک موقعیت بالا اخراج شد. در آن زمان ، در “کویر سیاسی” ، چرچیل بارها و بارها در مجلس در مورد تهدید فزاینده نازی صحبت کرد ، اما هشدارهای نبوی وی به عنوان یک ارتش غیرمسئول و خشمگین به خطر افتاد. حتی وقتی وقایع چرچیل را به درستی نشان داد و اوضاع نظامی خواستار رهبری قدرتمند شد ، فقط با اکراه شدید شاه جورج ششم چرچیل را به نخست وزیری در مه 1940 فراخواند.

طی چند هفته آینده ، وینستون چرچیل با مقاومت تقریباً یک جانبه در برابر فشار برای انجام معامله با هیتلر و (به نقل از خبرنگار ارتش آمریكا ادوارد آر. مورو) بسیج زبان انگلیسی و ارسال آن به جنگ ، به نجات تمدن غرب ادامه خواهد داد.

پس از شکست آلمان و نزدیک شدن به جنگ ، چرچیل ناگهان از قدرت سقوط کرد ، زیرا رای دهندگان خسته جنگ در انگلیس با اکثریت قاطع به حزب کارگر رأی دادند ، که به آنها نوید سوسیالیسم را می داد. چرچیل در خارج از قدرت ، در سال 1946 در یک سخنرانی در کالج وست مینستر در فولتون ، میسوری ، به غرب هشدار داد که “پرده ای آهنین” بر سر اروپای مرکزی و شرقی افتاده است. وی با یادآوری سالهای کویر ، به مخاطبان خود یادآوری کرد: “آخرین باری که دیدم همه چیز در راه است ، با صدای بلند به هموطنان و جهان فریاد زدم ، اما هیچ کس توجهی نکرد.”

وینستون چرچیل در کنفرانس یالتا.

وینستون چرچیل در کنفرانس یالتا.

وینستون چرچیل تمدن غرب را از استبداد نازی نجات داد و جهان را از خطرات استبداد شوروی بر حذر داشت. روسای جمهور پیشین دموکرات ، مانند جان اف کندی ، از چرچیل تجلیل کردند – JFK در آوریل 1963 تابعیت افتخاری آمریکایی را به رهبر سابق انگلیس اعطا کرد و از چرچیل به عنوان “با احترام ترین و با افتخارترین مردی که وارد مرحله تاریخ بشریت آن زمان ، در که ما زندگی می کنیم “

اما این حزب قدیمی دموکرات بود.

امروز چرچیل به اندازه کافی برای روسای جمهور دموکرات “بیدار” نشده است. وی مردی در قرن نوزدهم با ارزشهای سنتی ویکتوریایی ، مدافع امپریالیسم انگلیس بود که در تاریخ و فتوحات انگلیس مشهور شد. او با تمام قلب و ذهن خود به برتری تمدن غرب و که امروز ایمان توسط چپ قابل قبول و محکوم نیست. تصادفی نیست که همانطور که مارکسیست ها دوست دارند بگویند ، گروههای چپ در لندن به مجسمه چرچیل حمله کردند. از نظر چپ ، چرچیل فقط نماد استعمار ، نژادپرستی و بیگانه ستیزی است. آنها حافظه چرچیل را به عنوان مدافع دموکراسی و ناجی تمدن ما نادیده گرفته یا کوشیده اند آن را پاک کنند.

اخبار حاکی از آن است که نیم تنه چرچیل با نیم تنه رابرت اف کندی (RFK) جایگزین شده است ، وی سه سال کاملاً قابل توجه را به عنوان دادستان کل ایالات متحده گذراند و سعی در ترور رهبر کوبا فیدل کاسترو را داشت ، با تشویق به مداخله نظامی در جنوب شرقی آسیا و شنود مارتین لوتر.کینگ جونیور ، با استفاده از IRS برای حمله به مخالفان سیاسی و دفاع از برادرش ، رئیس جمهور ، در برابر اتهامات ارتباطات مافیایی و زنای محصنه. اما هنگامی که وی در سال 1967 برای ریاست جمهوری مبارزه کرد ، RFK “از خواب بیدار” شد تا کاندیدای “صلح” شود و با رادیکالهای خیابان ها که می خواستند آمریکا را از هم بپاکنند همدردی می کرد. بدیهی است که برای برخی – از جمله رئیس جمهور جدید کشورمان – این نماد برگ برنده ای است به افتخار ناجی تمدن غرب. تمدن وقتی به خطر بیفتد که رهبرانش اعتقاد به آن را از دست بدهند.

[ad_2]

منبع: moshaverhe-news.ir