چارلی کرک: باری ویس جنبش نخبگان مخالف را که به خوبی پنهان شده بود ، روشن می کند.


هفته گذشته ، باری ویس ، سردبیر سابق نیویورک تایمز ، مقاله ای روشنگرانه ، البته بدون عنوان ، در City Journal ، نشریه ای از موسسه بسیار معتبر در منهتن ، نوشت. این قطعه طولانی که تحت عنوان “آموزش ناصحیح نخبگان آمریکایی” منتشر شده است ، بهتر است عنوان “برنامه جامعه مخفی برای بازگشت به مدارس خصوصی” باشد.

انتخاب عنوان ضعیف تنها نقصی است که می توان در بخش بسیار آشکار روزنامه نگاری تحقیقی یافت. ویس توانست هم در ناحیه مد لس آنجلس برنتوود و هم در نیویورک والدین و دانش آموزان را از نزدیک بشناسد و یک جنبش مخالف نوپا را در جوامع سفیدپوست “ممتاز” کشف کند.

[T]همان خانواده هایی که به اختراع و ترویج “عقل” کمک کردند اکنون شروع به جابجایی کرده اند

ویس دریافت که همان خانواده هایی که در اختراع و ترویج “واکیسم” کمک کرده اند اکنون دست کم به صورت خصوصی شروع به عقب نشینی می کنند ، زیرا آنها شروع به دیدن نتایج ایده آل های خود در تربیت فرزندان خود می کنند. پاراگراف ابتدایی به قدری قدرتمند است که مجبور می شوید کل قسمت را بخوانید. باز می شود: “مخالفان از نام مستعار استفاده می کنند و وقتی برای تماس های مخفیانه با بزرگنمایی ملاقات می کنند ، فیلم های خود را حذف می کنند. آنها معمولاً تمرینات فوتبال و کپور را هماهنگ می کنند ، اما اکنون برای تهیه استراتژی دور هم جمع شده اند. آنها می گویند اگر کسی بداند که در حال صحبت است می تواند عواقب عمیقی داشته باشد. “

مراجعه به فن آوری مدرن را حذف کنید ، و این پاراگراف می تواند به راحتی نمایشگاه معارضین آلمان شرقی را که در خارج از دیدگاه استازی در سال 1968 ملاقات کرده اند ، آشکار کند. فقط این بار ، این والدین در مورد زندگی دیگران بحث نمی کنند. این بار زندگی خودشان است – به ویژه زندگی فرزندانشان.

ویس با دانش آموزان ، والدین و حتی معلمی در نیویورک گفتگو می کند

“من در یک فرقه هستم. خوب ، این درست نیست. این است که این فرقه در اطراف من است و من سعی می کنم کودکان را از عضویت نجات دهم. من تئوری انتقادی را مطالعه کردم. من دیدم که دریدا هنگام تحصیل در دانشگاه صحبت می کرد ، بنابراین وقتی این ایدئولوژی در چند سال گذشته به مدرسه ما آمد ، من زبان را شناختم و می دانستم که این چیست. اما به شکل جهش یافته ای بود. شروع کردم به دیدن اتفاقاتی که برای بچه ها می افتد. و من نمی توانستم آن را بپذیرم. آنها با کینه و ترس پرورش می یابند. این بسیار خطرناک است. “

یکی از افشاگری های بزرگ قبل از مصاحبه با والدین ویس این بود که ویکیسم حتی می تواند در یک سیستم مدرسه ای رخ دهد که به صراحت (و نجیبانه) عدالت اجتماعی را درک کند. گروه منطقه ای لس آنجلس که او با او وقت می گذراند ، والدین دانش آموزان یا دانش آموزانی بودند که خودشان در هاروارد-وستلیک شرکت می کردند ، که ویس آن را معتبرترین مدرسه خصوصی شهر توصیف می کند. او از پدری نقل می کند که می گوید او می فهمد ممکن است این مدرسه مسائل گوناگونی داشته باشد که باید به آنها پرداخته شود ، اما او اعتراض می کند که به فرزندش آموخته شده است که آمریکا یک کشور بد است و کودکان سفیدپوست دارای یک گناه نژادی جمعی هستند.

یک والد دیگر ، یک مادر ، به طور ناشناس (همه والدین مصاحبه شده خواسته اند ناشناس بمانند) اظهار داشت که آنها “باعث می شوند پسرم به دلیل رنگدانه پوست ، احساس نژادپرستی کند.” اینها انواع نقل قول هایی است که در سراسر قطعه ویس یافت می شود. در حالی که من فقط کلمه نوشتاری را داشتم که باید هنگام خواندن افکار این والدین در نظر بگیرم ، احساس می کردم به گونه ای صدای صدای آنها را شنیده ام. صدایی که مدام می شنیدم بازتاب غیر کلامی تعجب و شوک از آنچه اتفاق می افتاد بود.

مسئله این است. این چیز جدیدی نیست! من شرط می بندم که نه تنها جدید نیست ، بلکه شرط می بندم که در طول بیست سال یا بیشتر ، بیشتر این والدین در واقع به سیاسیون رای داده اند ، از رئیس جمهور ایالات متحده گرفته تا اعضای هیئت مدیره مدارس محلی خود ، که تبلیغ و معرفی می کنند این نوع سیاست ها اکنون ، وقتی می بینند فرزندانشان از گناهان والدین رنج می برند ، ناراحت می شوند ، اما کافی نیست که در جمع صحبت کنند. چرا؟

از ترس اینکه جانی یا جین پس از فارغ التحصیلی واجد شرایط هاروارد یا براون نباشند.

از جمعیت متنفر باشید.

از جمعیت متنفر باشید.

کودکان از کودکان دیگر می ترسند

این داستان والدین است. در مورد خود دانش آموزان ، این تاریک تر می شود. آنها کسانی هستند که در واقع با تعصب نظریه نژاد انتقادی و دیگر ایدئولوژی های آموزشی “بیدار” زندگی خود را نابود می کنند. ویس خاطرنشان می کند که آنها در صورت ابراز اعتقاد خود به عقاید قاچاق (مثلاً سرمایه داری) نه تنها نگران این هستند که نتوانند نمرات خوبی از معلمان خود بگیرند یا وارد کالج مناسب شوند ، بلکه نگران “تقلب اجتماعی” نیز هستند. ویس به نقل از یک دانشجو می گوید: “اگر نام من را منتشر کنید ، زندگی من خراب می شود. مردم حتی به دلیل تردید در این ایدئولوژی به من حمله می کنند. من حتی نمی خواهم مردم بدانند که من یک سرمایه دار هستم. کودکان از کودکان دیگر می ترسند. “

این مقاله عالی روزنامه نگاری تحقیقی در همان هفته منتشر شد که داستانی در Human Events در مورد Grace Church در نیویورک ، یک مدرسه ابتدایی اسقفی که سالانه 57000 دلار هزینه دارد ، اعلام می شود و کد رودخانه جدید خود را برای دانش آموزان اعلام می کند. این کد شامل انواع زیر پیام های غیر قابل تحمل و بیدار است:

  • به جای “کودک / عسل / نام حیوانات خانگی مشابه” ، بگویید “نام کودک یا” فرزند / دوست با پیراهن آبی “.
  • به جای “پذیرش جنسیت بر اساس کلیشه ها” ، مردم باید “با احترام از آنها بپرسند که اگر آشنا هستند چگونه فرهنگ را شناسایی می کنند ، و فرهنگ تقسیم ضمیرهای مثبت را در کلاس ایجاد می کنند.”
  • به جای “مادر و پدر” بگویید “بزرگ شده اند” ، “مردم” یا “خانواده”.
  • به جای “والدین” ، “بزرگسالان” ، “مردم” ، “خانواده” و “سرپرستان” بگویید.
  • به جای “شوهر” ، “همسر” ، “دوست پسر” ، “دوست دختر” ، بگویید “شوهر / شریک / شخص قابل توجه دیگر”.
  • به جای “متنوع / اقلیت” ، بگویید “هویت / جمعیت رنگی و حاشیه ای”.
  • به جای اینکه بپرسید “شما چه دینی هستید؟” بپرسید “آیا سنت های دینی برای شما مهم هستند؟”
  • به جای اینکه بگویید “کریسمس مبارک! / تعطیلات مبارک! “بگویید” تعطیلات عالی! “

این نوع کد رودخانه در نیویورک دقیقاً همان چیزی است که والدین را در برنتوود می ترساند. آنها به اندازه کافی شهروندان برلین شرقی را که در طبقه بالا مخفی شده اند ملاقات کرده و در مورد ناامیدی خود بحث کنند اما آنها را نمی ترساند تا در حیاط مدرسه محلی خود بایستند و تظاهر به لخ والسا در گدانسک کنند. آنها چنان نگران هستند که فرزندشان را در مدرسه Ivy League به مدرسه برسانند و اهمیت فقط تربیت یک فرد شایسته را فراموش کرده اند. آنها ترجیح می دهند جین یا جانی را به عنوان یک جوان بدون روح ، سانسور شده و دارای مدرک فوق لیسانس لیسانس انگلیسی از دانشگاه هاروارد درک کنند ، تا اینکه آنها را به عنوان افرادی خوش اخلاق ببینند که خوشبختانه به عنوان برق و یا کارگر ساختمانی کار می کنند.

خوب است این والدین به یاد داشته باشند که هوش و خرد با هم مترادف نیستند. آنچه به فرزندانشان اجازه می دهد از طریق رضایت آنها آموزش ببینند ، سطح بالایی از هوش را در اختیار آنها قرار می دهد ، اما آنها به شخصی تبدیل نخواهند شد که زندگی پر ثروت و رضایت بخشی داشته باشد.

والدین در این امر شریک هستند. آنها ، عمداً یا از طریق انفعال ، مسئولیت پذیر هستند و اجازه می دهند این جنگ فرهنگی سرطانی به مدارس ما و سپس به جامعه سرایت کند. آنها ممکن است بیدار شوند ، اما به آرامی بیدار می شوند و اگر واقعاً می خواهند همه چیز را برگردانند ، دیگر برای کار خیلی دیر شده اند.

پاراگراف آخر قطعه ویس چنان مرا تحت تأثیر قرار داد که در اینجا گنجانده شده است تا خلاصه ای از موذیانه بودن واقعی کل این ایدئولوژی “واکیسم” باشد. ویس می نویسد:

“من یک دوست در نیویورک دارم که مادر یک کودک چهار ساله است. به نظر می رسد او فقط نوعی پدر و مادری است که این مدارس می خواهند جذب کنند: یک کارآفرین موفق ، یک فمینیست و یک منهتن سرسخت. او آرزو داشت دخترش را مانند دالتون به مدرسه بفرستد. یک روز در خانه ، در میانه مراحل درخواست ، او مشغول نقاشی با دخترش بود که با آرامش گفت: “من باید به رنگ پوست خودم نقاشی کنم”. او به مادرش گفت که رنگ پوست “واقعاً مهم” بود. او گفت این را در مدرسه آموخته است. “

ژنرال جورج سی پاتون یک بار گفت: “شجاعت اخلاقی با ارزش ترین و معمولاً غایب ترین ویژگی مردان است.” اگر این والدین مخالف بسته شروع به مخفی کاری نکنند ، اگر هنگام نقل قول از باری ویس شروع به اشتراک گذاری نام خود نکنند ، آنها فقدان شجاعت اخلاقی را نشان داده اند. تنها چیزی که می تواند به آنها اجازه دهد چهره خود را حفظ کنند این خواهد بود که از آنجا که فرزندان آنها برای ژنرال مقتدر ، سفید پوست ، مرد ، مسیحی ، که جورج پاتون بود ، آموزش نمی بینند ، هرگز نمی توانند پاسخگو باشند.

نوشته شده توسط:

چارلی کرک

چارلی کرک بنیانگذار و رئیس شرکت Turning Point USA ، یک جنبش ملی دانشجویی است که به توانمندسازی جوانان برای ارتقا the اصول بازارهای آزاد و حاکمیت محدود اختصاص دارد. وی همچنین میزبان نمایش چارلی کرک است که بالاترین امتیاز روزانه پادکست و خبر را دارد.


منبع: moshaverhe-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*