مشارکت در علم: آخرین سقوط نردبان.


فک من ماه گذشته در کمال ناباوری تقریباً به کف زمین برخورد کرد وقتی نگاهی به صندوق پستی انداختم و با این عنوان روبرو شدم: “بایدن و هریس به دنبال بازیابی علوم در دولت ایالات متحده هستند.” جای تعجب است که اگر از یک منبع رسانه ای متعارف باشد ، شاید مثلاً نیویورک تایمز یا واشنگتن پست ، اما منبع این مقاله “اخبار” بسیار شرورتر بود. اینها اخبار شیمی و مهندسی (C&EN) ، مجله خبری برتر از انجمن شیمی آمریکا، یکی از بزرگترین سازمانهای علمی حرفه ای در جهان است.

در اینجا ، “همکاری دو جانبه نه به عنوان فرصتی برای وحدت و سازش ، بلکه به عنوان سدی برای پیشرفت ارائه شده است.

مقاله منتسب به خود C&EN از “دروغ های دونالد جی. ترامپ در مورد انتخابات “و” اخراج مقامات باتجربه دولت طی چهار سال گذشته “که” آژانس های فدرال را خسته “کرد. در مقابل ، سردبیران مجله از تلاش های رئیس جمهور بایدن برای “معکوس کردن دستورات اجرایی ترامپ” و اولویت های اولیه دولت جدید ، با استناد به یک بیانیه مطبوعاتی کاخ سفید ، “برای کنترل بیماری همه گیر COVID-19 ، ارائه تسکین اقتصادی ، مقابله با تغییرات آب و هوایی و پیشرفت ، قدردانی کردند. برابری نژادی و حقوق شهروندی و اقدام فوری برای اصلاح سیستم مهاجرت و بازگرداندن موقعیت آمریکا در جهان. “پیگیری موفقیت آمیز این اهداف والا ، به دلیل جمهوری خواهان آزار دهنده در کنگره دشوار خواهد بود:” سنا برای تأیید نامزدها در کابینه بایدن عقب مانده است “، و” اگرچه دموکرات ها از نظر فنی کنگره را کنترل می کنند ، اما حاشیه ها هنوز کم است و قانونگذاری گسترده نیاز به همکاری دو جانبه دارد. “در اینجا” همکاری دو جانبه “نه به عنوان فرصتی برای وحدت و سازش بلکه به عنوان مانعی برای پیشرفت ارائه شده است.

نتیجه گیری مقاله روشن است: دموکرات ها روشن فکر هستند ، سیاست هایی را پشتیبانی می کنند که با اجماع علمی و راه حل های امیدوار کننده برای چالش های اجتماعی ، بهداشتی و زیست محیطی پشتیبانی می شود. راه آنها فقط توسط کسانی متقلب جمهوری خواه که در دوره های تاریک زندگی می کنند مسدود شده و به عنوان یک ورقه برای پیشرفت عمل می کنند.

علی رغم واکنش های شدید در رسانه ها ، سیاست علمی در واقع بسیار ظریف است – بدیهی است که در هر تصمیمی معاملات باید وجود داشته باشد و بسیاری از عوامل باید متعادل باشد. به مصرف انرژی فکر کنید: درست است که یک توافق علمی وجود دارد که انتشار گازهای گلخانه ای بر آب و هوا تأثیر می گذارد. با این حال ، راه حل های این مشکل بسیار مبهم است. وسایل نقلیه الکتریکی و توربین های بادی عمدتا به عناصر کمیاب خاکی که برای محیط زیست برای معدن و جدا شده مضر است ، متکی هستند. انرژی هسته ای گازهای گلخانه ای منتشر نمی کند ، اما نگرانی هایی در مورد چگونگی دفع زباله به صورت ایمن وجود دارد. موانع بهره وری برای صفحات خورشیدی باقی مانده است ، در حالی که ذخیره انرژی یک چالش دلهره آور است. گاز طبیعی به عنوان یک منبع انرژی مقرون به صرفه در حال ظهور است که به طور قابل توجهی تمیزتر از زغال سنگ است ، اما هنوز هم مقداری غیر صفر گازهای گلخانه ای تولید می کند. و البته باید هزینه های اقتصادی هر منبع را نیز در نظر گرفت. با توجه به چنین پیچیدگی هایی ، می توان از تعدادی از منابع انرژی برای بهینه سازی منافع اجتماعی حمایت کرد ، و طرفداران هر سیاستی می توانند ادعای قانع کننده ای درباره “پیروی از علم” داشته باشند.

به همین ترتیب ، در بیماری همه گیر COVID-19 ، مشکلات بهداشتی باید با مشکلات اقتصادی متعادل باشد. کشورها ، حتی کشورها ، از تعطیلی کامل تا باز ماندن ، رویکردهای مختلفی را اتخاذ کرده اند و هنوز اتفاق نظر روشنی در مورد موثرترین رویکرد وجود ندارد. ریاست جمهوری ترامپ مانند هر دولت پیش از خود ، زمینه های خاصی از علوم را در اولویت قرار داد و پیشرفت چشمگیری در این زمینه ها داشت: اکتشافات فضایی ، تحقیق و توسعه نظامی ، علم اطلاعات کوانتومی و شاید تاج موفقیت آنها ، عملیات پیچش سرعت. سیاست های خاص را می توان ستایش یا انتقاد کرد ، اما این پیشنهاد کلی که دولت وی (یا هر شخص دیگری) موافق یا ضد علمی است ، استدلالی غلط و فریبنده است ، و کاملاً شایسته یک نشریه معتبر “غیرحزبی” مانند C&EN نیست. بحث ارائه سیاست های علمی دولت بایدن / هریس مناسب است. سرمقاله ای که یک حزب را تحقیر می کند در حالی که طرف دیگر را تبلیغ می کند ، اهانت به خوانندگان مجله است.

چنین دخالت آشکاری در علم ممکن است تحمل پذیرتر باشد ، اگر اینقدر گسترده نشود. سرمقاله ای در ماه نوامبر در مجله معتبر “طبیعت” پیروزی بایدن / هریس را “پیروزی برای واقعیت ها ، تحقیق و همدلی” توصیف کرد و خاطرنشان کرد که “کشور و جهان می توانند درهای چهار سال هرج و مرج ، فاجعه را ببندند. ناتوانی و عادی سازی. “از اطلاعات نادرست. “برای اولین بار ، نشریات برجسته ای مانند Scientific American و Lancet انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده را با انتخاب جو بایدن تصویب کردند. (با کمال تعجب). با هم جمع شده ، سردرگمی مداوم سیاست چپ با موسسات تحقیقاتی و ناشران فقط باعث از بین رفتن افراد در حق سیاسی است و اعتماد عمومی به علوم را بیشتر تضعیف می کند سیاسی شدن علم این امر به ناچار منجر به سرکوب تحقیقات معتبر خواهد شد که از نظر سیاسی ناخوشایند است.

بیوشیمی.

بیوشیمی.

فرهنگ لغو شده به علوم طبیعی بیایید

سانسور شرکت های “بیدار” مانند آمازون ، حداقل در رسانه های محافظه کار مورد تبلیغات زیادی قرار گرفته است. یک واقعه کمتر شناخته شده (اما به همان اندازه هشدار دهنده) با لغو فرهنگ در نهادهای علوم طبیعی در حال رشد است. تبعات این سیاسی شدن روزافزون علم در سانسور علمایی که از نظرات غیرمعمول فرهنگی پشتیبانی می کنند ، به طور فزاینده ای آشکار می شود. به عنوان مثال ، یک مطالعه توسط لیزا لیتمن از دانشگاه براون ، که نشان می دهد انتقال جنسیت در نوجوانان یا “بی نظمی جنسیتی به سرعت در حال وقوع است” ممکن است به دلیل عوامل اجتماعی باشد ، یک بحث و جدال داغ ایجاد کرد. براون ، پس از تحقیق توسط مجله PLOS One ، مقاله را از وب سایت دانشگاه حذف کرد. استدلالهای جنسیتی مشابه توسط ابیگل شیری در کتاب 2020 خود آورده شده است. صدمات جبران ناپذیر: شیدایی تراجنسیتی دختران ما را اغوا می کنددر نتیجه ، خرده فروشانی مانند آمازون و Target تبلیغات این کتاب را ممنوع می کنند. کتاب رایان اندرسون نیز همین است وقتی هری سالی شد: پاسخی به لحظه ترنس سکسوال.

همچنین آنچه در ماه مه سال 2020 به دست Angewandte Chemie ، یک انتشارات بسیار معتبر از انجمن شیمی آلمان ، رخ داد ، در نظر بگیرید. مقاله ای از Tomasz Hudliki از دانشگاه بروک بر عوامل موثر در پیشرفت در سنتز شیمیایی آلی متمرکز است. در میان بسیاری از نکات ذکر شده در نسخه خطی ، هادلیکی استدلال می کند که شیوه های استخدام با هدف افزایش تنوع (در مقابل استخدام مبتنی بر لیاقت) تأثیر منفی بر بهره وری دارد:

“افزایش و تمرکز بر روی شیوه های استخدام که بر تعداد مطلق افراد در زیرگروه های خاص دلالت بر تساوی یا حتی تحمیل آن دارد ، اگر منجر به تبعیض نسبت به شایسته ترین نامزدها شود ، نتیجه مثبتی ندارد. چنین روشی بر شکل مصاحبه تأثیر می گذارد و منجر به ظهور “سمینارهای آموزشی” اجباری در مورد برابری جنسیتی ، شمول ، تنوع و تبعیض می شود. “

گزارش پس از تأیید توسط دو ویراستار و بازرسان مستقل برای چاپ پذیرفته شد. پیش بینی می شود که پس گرفتن جدی مقاله بلافاصله پس از حضور در فضای مجازی ، با 16 عضو هیئت تحریریه مجله در اعتراض به همراه محکومیت تعدادی از شرکت های ملی شیمی ، استعفا داد. اندکی پس از آن ، مقاله توسط Angewandte Chemie حذف شد ، دو ویراستار که در نسخه خطی مشغول به کار بودند ، به حالت تعلیق درآمدند و بازرسان برای همیشه از مطالعه مجله منع شدند. اتفاق مشابهی فقط چند ماه بعد ، در آگوست سال 2020 ، با نورمن وانگ در مرکز پزشکی دانشگاه پیتسبورگ رخ داد. وانگ به دلیل انتشار مقاله ای در ژورنال انجمن قلب آمریكا كه با انتقاد از اقدامات مثبت تأكید كرد ، پیشنهاد كرد كه چنین سیاست هایی اغلب برای دانشجویان اقلیت كم نمایان مضر است ، تنزل مقام داده شد. این سند نیز پس از واکنش پس گرفته شد.

اگر دانشمندان نتوانند عقاید ضد و نقیض را بیان کنند … بدون اینکه مشاغل خود را به خطر بیندازند ، امید چندانی به رشد یا پیشرفت نیست و آخرین ستون جامعه ما قربانی لغو فرهنگ خواهد شد.

مسائل مربوط به تنوع ذاتاً بحث برانگیز است و به طور قابل قبولی نظرات قوی را برانگیخته است. با این حال ، چگونگی حل اختلافات (و به طور ایده آل) در علوم از طریق چالش های حرفه ای است: دانشمندان مخالف این فرصت را دارند که نسخه ای برای تکذیب ارائه دهند ، با داده ها و انتقاداتی که با انتشار اصلی مغایرت داشته باشد ، و یک مقاله سالم و معنی دار ایجاد کنند. بحثی که کشف علمی را نشان می دهد. در عوض ، ناشران در این موارد و تعداد فزاینده ای رویکردهای بسیار شدید و نگران کننده را انتخاب می کنند و نویسندگان و سایر موارد مرتبط با انتشارات متخلف را حذف می کنند.

جامعه ما مدتهاست که اعتقاد دارد حقایق علمی بر سانسور پیروز می شوند و باید پیروز شوند. مدارس ما با احترام به گالیله و چارلز داروین ، که برای دفاع از حقیقت علمی مخالف متعصبان مذهبی هستند ، آموزش می دهند. نمایشنامه (و بعداً فیلم) “وراثت باد” مبارزه جان اسکوپس علیه دولت برای آموزش تکامل را جاودانه می کند. امروز ، با این حال ، جامعه سعادتمندانه (یا شاید عمدا) متوجه شبح سانسور نمی شود که تقریباً در همه جنبه های ساختار اجتماعی ما ، از پردیس های دانشگاهی گرفته تا ورزش گرفته تا سرگرمی و ادبیات ، وجود دارد.

اگر دانشمندان نتوانند عقاید ضد و نقیض را بیان کنند (به ویژه هنگامی که با داده های محکم و رویکردهای تجربی پشتیبانی می شود) بدون اینکه در شغل خود به خطر بیفتند ، امید چندانی به رشد یا پیشرفت نیست و آخرین ستون جامعه ما قربانی لغو فرهنگ خواهد شد. آیا دانشمندی می تواند تحقیقات خارج از داستان اصلی تغییر آب و هوا ، جنسیت ، بهداشت عمومی یا سایر موضوعات بحث برانگیز را منتشر کند بدون اینکه خطر شغل خود را به خطر بیندازد؟ چگونه می توان به نهادهایی اعتماد کرد که با کوچکترین اشاره ای به واکنش مردم به سانسور متوسل می شوند؟

ناشران و دانشمندان اخبار از مقاومت عموم مردم در برابر “اعتماد به علم” در مورد مسائلی مانند واکسن و آب و هوا شکایت دارند. با این حال ، حزب گرایی صریح و رو به رشد رهبران علمی ما به طور حتم بی اعتمادی را کاتالیز می کند ، نه آن را نرم می کند ، همانطور که سردبیران اخبار شیمی و مهندسی ادعا می کنند. با این روند سیاست زدگی ، علمی که نتیجه سیاسی ناخوشایند را فرض می کند ، به طور فزاینده ای ساکت می شود و اگر موسسات علمی همچنان از حق سیاسی ، شخصی انتقاد و لغو کنند ، اعتماد و حمایت از این نهادها همچنان در هم خواهد شکست. .

اندرو بریتبارت خاطرنشان کرد که فرهنگ از سیاست برتر است ، یک فریاد جمعی که محافظه کارانی را که مخالف از بین بردن فرهنگ هستند ، ایجاد می کند تا گزینه های دیگری ایجاد کنند: رسانه های جایگزین ، سرگرمی و آموزش. آیا ما همچنین مجبور به گنجاندن موسسات تحقیقاتی و مجلات علمی خواهیم بود؟




منبع: moshaverhe-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*