[ad_1]

امروز ما در جوامع غربی در دو طرف اقیانوس اطلس با جنگ روبرو هستیم. این درگیری سالهاست که در پشت صحنه و دور از دید ادامه دارد ، اما اکنون در فضای باز در جریان است ، در خیابان های ماو سی سالن های نهادهای فرهنگی ما.

غرب مخالف یک پیکربندی جدید است: ترکیبی از “سوسیالیسم دموکراتیک” مدرن و جناح چپ تاریخی. این ائتلافی است که بر اساس اقدامات قدیمی رادیکال ساخته شده است ، مانند اقدام مستقیم در خیابان، انتشار اطلاعات نادرست، و تضعیف نهادهای دولتی در حالی که بحث متمدنانه و روند دموکراتیک را نادیده می گیرد. اما غرب با چنین تعارضی روبرو شده است و پیش از آن با قدرت سنت ها ، فرهنگ و فضیلت مردم ، توانسته ایم نشان دهیم كه یك ملت از هر حزب یا ایدئولوژی متحدتر است.

ما می توانیم و باید یک بار دیگر در این نبرد پیروز شویم – و به نوبه خود ، اروپا می تواند چند درس در مورد پذیرش این تهدید چپ جدید از ایالات متحده بیاموزد.

جنگ برای فرهنگ و ارزشها

بسیاری از مردم در اروپا و آمریکا آگاه هستند که هیچ خانواده ای قدرتمند یا یک جامعه مدنی کاملاً آزاد و بدون ملت های قدرتمند وجود ندارد. آنها همچنین می فهمند که قدرت یک ملت در آداب و رسوم ، فرهنگ و فضایل قهرمانانه مردم آن نهفته است ، فضیلتی که در طول تاریخ جعل شده است. به همین دلیل سوسیالیسم نتوانست خود را در ملت های دموکراتیک جهان قبل از جنگ جهانی دوم ثابت کند.

بسیاری از مردم در اروپا و آمریکا آگاه هستند که هیچ خانواده ای قدرتمند یا یک جامعه مدنی کاملاً آزاد و بدون ملت های قدرتمند وجود ندارد.

در اسپانیا ، چپ ها در جنگ داخلی شکست خوردند و حکومت بعدی ژنرال فرانکو ، سوسیالیست ها را برای دهه ها در قدرت حفظ کرد. در جناح شرقی اروپا ، هنگامی که لهستان تازه وابسته به طور غیرمنتظره ارتش شوروی را در جنگ لهستان و بلشویک 1919-21 ، که مانع پیشرفت اتحاد جماهیر شوروی و گسترش ایدئولوژی آن در اروپا شد ، نتوانست انقلاب بلشویکی را به غرب وارد کند.

پس از جنگ جهانی دوم ، همه چیز تغییر کرد. سپس چپ فهمید که قدرت ملت های آزاد ریشه در ملی گرایی ، کارآفرینی و فردگرایی دارد – به طور خلاصه ، فرهنگ آنها.

بنابراین ، فرهنگ و ارزشها مانع اصلی چپ برای تغییر جهان بود و تنها راه غلبه بر مقاومت فرهنگی و نهادی در برابر سیاست سوسیالیستی این بود که بازی طولانی را انجام دهید و تصرف نهادهای فرهنگی. به تدریج دانشگاه ها ، مجلات و رسانه های جمعی تبدیل شدند تحت سلطه ایدئولوژی های چپ است.

چندین دهه طول کشید ، اما تلاش موفقیت آمیز بود. گروه های مدافع حقوق بشر ، گروه های حقوق زنان و سازمان های محیطی (به نام چند) اکنون به صورت فوق ملی و با احساس وفاداری به هدف خود عمل می کنند که فراتر از تعهد آنها به هر سازمان است. جامعه ملی ، دین یا سنت. در حقیقت ، جهانی شدن و اتحادیه اروپا خود گواه این هستند که تلاش برای اجرای سیاست سوسیالیستی از طریق “راهپیمایی طولانی از طریق نهادها” در حال نتیجه دادن است. چپ ها این نهادها را در اختیار گرفته اند تا مواضع رادیکال را که زمانی برای جریان توده ای بسیار افراطی و غیرقابل قبول بودند ، مشروعیت بخشند: حمایت از مهاجرت گسترده سیاست ها (صرف نظر از سازگاری فرهنگی) ، تئوری نژاد انتقادی، یا پشتیبانی از انتقال جنسیتی برای خردسالان

حالا ، جدید ائتلاف چپ میراث رادیکال قدیمی خود را می پذیرد (و روش ها) همچنین توانایی وی در دستکاری افکار عمومی با استفاده از صدای طرفداران خود در دنیای هنر ، رسانه ها و دانشگاه ها برای بهبود برنامه سیاسی خود. این صداهای تأثیرگذار دستور کار چپ و طراحی برتری اخلاقی فلسفه سوسیالیستی او نسبت به احزاب سیاسی راست میانه آمریکا و اروپا.

این اتحاد های رادیکال جدید در چپ در سراسر غرب در حال ظهور است. در انگلستان ، جرمی کوربین تسلط کامل حزب کارگر در جناح چپ منادی چیزهای آینده بود؛ خوشبختانه ، رای دهندگان او را رد کردند، دو برابر. در آمریكا ، ما شاهد چپ كردن دموكراتها تحت تأثیر رادیكالهایی مانند برنی سندرز و الكساندیا اوكاسیو كورتس هستیم كه به چپ گرایش می كنند. ما در بومی اسپانیا تحت کنترل هستیم ائتلاف حزب سوسیالیست و کمونیست که در آغوش گرفتن دیکتاتورهای ونزوئلا و کوبا به عنوان متحدان.

انتخابات ملی اسپانیا در سال 2019 ائتلافی باورنکردنی از کمونیست ها ، سوسیالیست ها و جدایی طلبان اعتراف به خود را به قدرت رساند ، این سه نیروی احترام به خود هستند حداقل s پیوندهای وفاداری که ملت را به هم پیوند می دهد. در عوض ، چپ بر شکایت طبقاتی تأکید دارد و جدایی طلبان مشروعیت خود دولت اسپانیا را زیر سوال می برند. برای اولین بار از زمان مصالحه 1978 فرانکو ، به نظر می رسد نظم قانون اساسی در تعادل آویزان است.

این سیاستمداران چپ ، در غرب ، استفاده از اعتراضات و اقدام مستقیم در خیابان را تأیید کرده اند ، اما از محکوم کردن آنها در صورت پیش بینی خشن شدن. (لیست درگیری های “مترقیان” و پلیس در ماه های اخیر بی پایان است.) اگرچه آنها در پشت حق ابراز خشم از بسیاری از شکایات پنهان شده اند ، اما واقعیت این است ، آنها چیزی جز تغییر کامل نهادی و فرهنگی نخواهد پذیرفت.

رئیس جمهور دونالد ترامپ

رئیس جمهور دونالد ترامپ

شما از رئیس جمهور ترامپ الهام می گیرید ، اروپا باید بررسی چپ را حفظ کند

ما فوراً باید با شجاعت و استدلال با چپ رادیکال مقابله کنیم. با نشان دادن اینکه طرف مردم هستید می توانید آنها را به طور موثر در بازی خود شکست دهید.

خطوط شکاف فرهنگی که امروز در آمریکا به نمایش گذاشته می شود ، فردا در اروپا افتتاح می شود.

این کاری است که دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا انجام می دهد.

در طول چهار سال گذشته و با قانون خود ، دونالد ترامپ ثابت کرده است که امکان متوقف کردن “چپ قهقرا” وجود دارد. وی نشان داد که در حال ارائه سخنرانی در کنار شهروند کارگر آمریکایی است بزرگترین کاهش مالیات و برنامه از مقررات زدایی در تاریخ آمریکا قبل از همه گیری ، او به موفقیت رسیده بود کمترین آمار بیکاری در 49 سال گذشته، رشد تولید روغنو یک افزایش 60 درصدی صادرات زغال سنگ.

وی اولین رئیس جمهور آمریکا در تاریخ معاصر است که دوره ای را سپری می کند بدون اینکه ایالات متحده درگیر جنگ جدید باشد اما هنوز درگیر آن است سرمایه گذاری در ارتش، به عنوان یک رویکرد محکم به ایرانو همچنین میانجیگری a صلح بین اسرائیل و همسایگان عرب آن که هیچ کس فکر نمی کرد دولت ترامپ مذاکره مجدد کرد موافقت نامه های تجاری بین المللی به نفع آمریکا، میراث فرهنگی آمریکا را محافظت کرد، و از زندگی و حیثیت انسان دفاع کرد.

به طور خلاصه ، رئیس جمهور ترامپ از ارزش های آمریکا و منافع آمریکا دفاع کرده است.

خطوط شکاف فرهنگی که امروز در آمریکا به نمایش گذاشته می شود ، فردا در اروپا افتتاح می شود. به همین ترتیب ، اروپایی ها باید آماده مباحثات خود درباره آینده قاره کهن باشند و ما نیز باید برنامه مشابه خود را آماده کنیم که مردم ما را در اولویت قرار دهد.

برای تجدید اروپا ، ما همچنین باید از میراث فرهنگی خود محافظت کنیم ، نهادهای خود را تقویت کنیم ، مالیات و مقررات را کاهش دهیم و آزادی مردم خود را برگردانیم.

[ad_2]

منبع: moshaverhe-news.ir