[ad_1]

استدلالهای قانع کننده بسیاری وجود دارد که چرا انگیزه سود برای شرکتها معمولاً با اهداف ستودنی دیگر مربوط به “سهامداران” آنها مطابقت دارد ، که اغلب به عنوان سهامداران شرکت شناخته می شود ، اما همچنین شامل مشتریان ، کارمندان ، فروشندگان ، جوامعی است که شرکت در آنها شرکت دارد فعالیت می کند ، و حتی ممکن است جامعه و اقتصاد را به طور کلی درگیر کند. اگر منافع این ذینفعان در نظر گرفته نشود ، این می تواند به سرعت هزینه بر شود. به عنوان مثال ، رشوه دادن به کارمندان انگیزه ترک آنها را فراهم می کند ، که اغلب منجر به هزینه های قابل توجه آموزش مجدد و از دست دادن دانش نهادی و فنی می شود. فشار بیش از حد به سود فروشندگان می تواند منجر به امتناع آنها از تأمین یا کاهش زاویه و کیفیت شود. کالاها یا خدمات با کیفیت پایین یا گران قیمت مشتریان را از اینجا دور می کند.

[I]t یک بازی با جمع صفر است ، برندگان و بازندگان برای همان مقدار ثابت منابع رقابت می کنند

حرکتی نسبتاً اخیر مورد حمایت سناتور الیزابت وارن (D-MA) ، به نام “سرمایه داری سهامداران” ، با هدف توزیع مجدد سود سهامداران – صاحبان مشاغل – به سایر سهامداران انجام می شود ، اگرچه به نظر می رسد بیشتر سخنان آن افزایش سرنوشت کارمندان باشد . در سال 2019 ، وارن قانون گزارشگری سرمایه داری خود را به روز كرد و شركتها را با درآمد سالانه بیش از 1 میلیارد دلار موظف كرد “منافع همه سهامداران شركت – از جمله كارمندان ، مشتریان ، سهامداران و جوامعی را كه شركت در آنها كار می كند” در نظر بگیرند. برای دستیابی به این امر هیچ دستورالعمل عینی مشخصی وجود ندارد و این یک بازی با مبلغ صفر است ، در آن برندگان و بازندگان برای همان مقدار ثابت از منابع رقابت می کنند: کارمندان حقوق بیشتری می خواهند ؛ مشتری ، قیمت پایین تر و سهامداران ، بازده بالاتر از سرمایه گذاری – بعید است همه اینها به طور همزمان اتفاق بیفتد. لایحه سناتور وارن چگونگی سازش این منافع رقیب را روشن نمی کند.

اما خسارت به اینجا ختم نمی شود.

اصل اساسی سیستم سرمایه داری این است که “قیمتی را کشف می کند” که در آن فروشنده ای مایل و خریدار حاضر است. این امر همچنین در مورد استفاده از سرمایه های سرمایه گذاری اعمال می شود. سود تنها زمانی امکان پذیر است که هزینه هایی که توسط نیروهای بازار تعیین می شود ، اجازه می دهد کالاها یا خدمات با مقداری کمتر از ارزش بازار آنها برای مشتریان تولید شود و هنگامی که بازده سرمایه (یعنی سود) مورد نیاز برای این هدف ، اهداف را برآورده کند سهامداران “قانون” اقتصادی عرضه و تقاضا که زیربنای این روند است ، با اقدام دولت قابل لغو نیست ، همانطور که کنگره نمی تواند تصمیم بگیرد که پی (Pi) ، نسبت محیط به قطر دایره باید دقیقاً 3.0 باشد. (این در واقع 3.14159 است …)

عواقب تلاش برای دور زدن قدرت سرمایه داری از طریق فیات با قفسه های خالی سوپرمارکت ها و کالاهای نامرغوب در اتحاد جماهیر شوروی قدیم با “برنامه ریزان مرکزی” آن نشان داده شده است. سیستم آنها ، که در آن نیروهای بازار عملاً هیچ نقشی در تجارت ندارند ، نشان می دهد که مداخلات مصنوعی عدم تعادل عرضه و تقاضا را ایجاد می کند ، و عواقب بی ثبات کننده آن را برای هر دو طرف ایجاد می کند. این به ضرر همه “ذینفعان” بود: ما تقلب کارگران در اتحاد جماهیر شوروی را به یاد داریم ، “ما تظاهر می کنیم کار می کنیم و آنها تظاهر می کنند که به ما پول می دهند.”

سرمایه داری ذینفعان سناتور وارن ، که هدف آن برون ریزی از نیروهای بازار است ، چنین وسوسه انگیزی است. در سال 2018 ، وی قانون اصلی گزارشگری سرمایه داری را پیشنهاد کرد که هدف آن تحقق بخشی از دیدگاه خود برای شرکت های بزرگتر با الزام به انتخاب 40٪ از مدیران توسط کارمندان و همچنین معرفی یک منشور سازمانی فدرال بود. ترتیب انتخابات تعارض ذاتی برای مدیران جدید ایجاد می کند ، زیرا تعهد امانتداری هیئت مدیره به سهامداران است ، که یک اصل اساسی برای حاکمیت شرکتی است. علاوه بر این ، منشور این امکان را فراهم می کند که مدیران بیشتر در معرض مسئولیت و سهامداران در مصادره خودسرانه سود برای اهداف سیاسی قرار بگیرند.

حتی تغییرات ظاهراً ناچیز نیز عواقب گسترده ای به دنبال خواهد داشت ، که وقتی دولت توسط سیاستمداران ایدئولوژیکی که علاقه ای به دنیای واقعی ندارند ، مداخله دولت در بخش خصوصی امری غیرمعمول نیست.

ناظران بازار سهام

ناظران بازار سهام

سرمایه احتمالی

امروز ، چه برچسب زده شده به این شکل ، یک شکل شرورانه جدید از سرمایه داری سهامداران در حال ظهور است ، به ضرر ما. “ذینفعان” تازه ایجاد شده که وارد این تصویر می شوند ، سیاستمداران و ایدئولوگ هایی هستند که انگیزه آنها عوامل تجاری خارجی است و غالباً به منافع سهامداران اصلی در شرکت ، به ویژه سهامداران توجه نمی کنند. این روزها اخبار مملو از حساب های شرکتی است که تصمیمات سیاستی را برای کارمندان ، فروشندگان ، مشتریان و جوامع خانه هایشان اتخاذ می کنند تا از کلاس جدید سهامداران قدرت طلب خود رضایت (یا مناسب تر ، جای خود را به آنها بدهند). از آنجا که رضایت آنها منجر به اقدامات استثنایی می شود ، ما این چارچوب جدید را “Grudgeholder نظام سرمایه داری. “

[P]دو قطبی شدن تجارت می تواند ذینفعان را از حق مشارکت محروم کرده و از دسترسی آنها به محصولات ، خدمات یا اشتغال حیاتی فقط به دلیل ایده هایشان جلوگیری کند …

اگر اجازه ادامه یابد ، این حرکت به سمت سرمایه سرمایه داری سیستم اقتصادی ما را به یک جهان تجاری پراکنده تبدیل خواهد کرد. ما شرکتهای مترقی و شرکتهای محافظه کار خواهیم داشت که هرکدام بر ذینفعان مختلف تمرکز می کنند که دیدگاههای آنها از نظر سیاسی با دیدگاههای خود مطابقت دارد – شبیه روشی که شبکه های خبری کابلی گروههای مختلف بیننده را هدف قرار می دهند. در آخر می توانیم به داروخانه هایی مانند Rite Aid و به سمت چپ کمک ها و شرکت های تولید کننده “بالش محافظه کار” و “بالش مترقی”. ما در حال حاضر توییتر و Parler داریم. (خوب حالا – یک مثال بد ، با توجه به اینکه مورد اخیر “لغو” شده است.)

این سناریوی تا حدودی دوزخی ، شر افزودن ایدئولوژی به مخلوط ذینفعان را آشکار می کند. اختلافات تجاری ناشی از تأثیرات بازار آزاد می تواند باعث شعله ور شدن شورها و حتی دامن زدن به ناآرامی ها (و خشونت های گاه و بیگاه) شود که با اعتصاب ، جیب زن یا تحریم شرکت ها نشان داده می شود. اما فعالان بازار آزاد معمولاً قادر به حل اختلافات خود هستند. در مقابل ، قطب سیاسی تجارت می تواند ذینفعان را از حق مشارکت محروم کرده و از دسترسی آنها به محصولات حیاتی ، خدمات یا اشتغال به دلیل عقاید ، گفتار غیرتجاری یا اقدامات غیر مرتبط با روابط تجاری آنها جلوگیری کند. این یک سند مکتوب “قابل فسخ” است و بندرت قابل بحث است.

ما در حال حاضر می بینیم که چگونه تأثیر سیاست می تواند منافع بلند مدت شرکت ها را تضعیف کند. حزب کمونیست چین (CCP) کنترل شرکتی را در چین اعمال کرد و خواستار سانسور (از جمله گاهی در خارج از چین) شد ، مالکیت معنوی را به نفع رقبای محلی غصب کرد و دسترسی به بازارهای داخلی آن را کنترل کرد. در اصل ، CCP نقش مدیران را در شناسایی شیوه های اصلی تجارت که مستقیماً بر سهامداران تأثیر می گذارد ، از جمله نحوه مدیریت دارایی های اصلی شرکت (به عنوان مثال ، مالکیت معنوی) و کاهش مالکیت (نیاز به شرکای داخلی) پیشی گرفته است. این می تواند اثرات جدی طولانی مدت بر سود شرکت داشته باشد. در واقع ، ح.ک.چ با سیاه نمایی شرکت ها و جلوگیری از دسترسی به بازارهای آنها عمل می کند.

درست است که سرمایه داری Grudgeholder در متن ایالات متحده می تواند به روشی کمی مشکل تر عمل کند ، زیرا نگه داشتن گروگان در بازارهای داخلی دشوار است. با این حال ، اگر سیاست گذاری دسترسی به بازار را محدود کند ، هزینه ها را به طور مصنوعی افزایش دهد و در نتیجه سود را کاهش دهد یا مجموعه کارمندان یا تأمین کنندگان بالقوه را محدود کند ، عواقب بالقوه می توانند اثرات منفی درازمدت مشابه داشته باشند.

قربانیان احتمالی شامل کارمندان ، فروشندگان ، مشتریان و حتی جوامع هستند.

تحت این چارچوب ، سود به عنوان اصل تعیین کننده تجارت متوقف می شود. با تسلیم در برابر فشار سیاسی ، مدیریت شرکت ممکن است سود (سهام “سهامداران”) را برای بیرون راندن یا به حاشیه بردن سایر سهامداران محروم ، قربانی کند. قربانیان احتمالی شامل کارمندان ، فروشندگان ، مشتریان و حتی جوامع هستند. از نظر تئوری ، مدیرانی که توسط سهامداران انتخاب می شوند باید مدیریت را از این کار منع کنند ، اما اگر این سیاست فراتر از تجارت باشد ، ترس از اخراج ، برکناری و تبعید مدیران مانع نظارت صحیح هیئت مدیره می شود.

برای مدتی ، ممکن است این فداکاری سود آنقدر مهم نباشد که بتواند سرمایه داری Grudgeholder را متوقف کند. اما خیلی روشن نیست که این مسئله ادامه پیدا کند. توییتر ، اپل ، گوگل و آمازون ممکن است به اندازه کافی قدرت داشته باشند که یک Parler گیوتین شده دیجیتالی داشته باشند و هیچ عواقبی نداشته باشد (اگرچه اثرات تازه آغاز شده اند) ، اما دو قطبی شدن و تسلیم شدن سیاست صدمات خود را می گذارد. میلیون ها آمریکایی وجود دارند که سرانجام به سراغ شرکت هایی می روند که یک سیستم اقتصادی تحریف شده را محکوم کرده و از آن خودداری می کنند.

گاو نر وال استریت.

گاو نر وال استریت.

درک اصول اساسی اقتصاد و تجارت

حاکمیت م ofثر بر جامعه بازار آزاد برای مقابله با این فساد در سیستم اقتصادی که آمریکا را ساخته و آن را آباد کرده است ، نیاز به اقدامات تهاجمی دارد. ادعاها مبنی بر اینکه روندهای جدید به نوعی موجب “برابری” یا سایر مزایای ناملموس اجتماعی می شوند ، در بهترین حالت اثبات نشده اند. ضخیم ، در بدترین حالت سرمایه داری Grudgeholder قول قربانیان بیشتری نسبت به ذی نفعان را می دهد.

مسئله واقعی قدرت – قدرت بر تصمیماتی است که در بخش خصوصی گرفته می شود.

مسئله واقعی قدرت – قدرت بر تصمیماتی است که در بخش خصوصی گرفته می شود. شاید این هدف سناتور وارن در فشار بر سرمایه داری سهامداران بوده است. حتی اگر اینگونه نباشد ، باید به احتمال تضعیف اصول اساسی اقتصاد و تجارت اکتفا کند ، در حالی که فرصت های جدیدی برای کنترل و مداخله دولت فراهم می کند. البته این همدستان بسیاری دارد ، اما با هرگونه دخالت سیاسی بدبینانه در سیستم ، تعداد قربانیان سرمایه داری Grudgeholder و کسانی که نکات منفی آن را می بینند افزایش می یابد.

باید مورد قانع کننده ای ایجاد شود که تجارت باید حداکثر غیرسیاسی باشد تا بدنه خود را تحقق بخشد. این نتیجه استعاره قرن هجدهم آدام اسمیت ، اقتصاددان و فیلسوف ، از “دست نامرئی” است – که بهترین منافع جامعه به طور کلی از طریق منافع شخصی فردی و آزادی تولید و مصرف حاصل می شود ، و این ، به طور کلی ، تصمیمات فردی در مورد عرضه و تقاضای بازار امکان حرکت طبیعی قیمت ها و جریان تجارت را فراهم می کند.

مداخله دولت در سرمایه داری باید محدود شود و به طور عمده برای مقابله با سو limited استفاده های خاص ادامه یابد. این فلسفه در بیشتر تاریخ آمریکا و در بیشتر اقتصادهای غربی م worksثر است. این همان چیزی است که جمله “Do No Evil” را بخاطر می سپارد ، که مدتهاست در کد رفتار رسمی گوگل رقم می خورد – کدی که در سال 2018 رد شد. زمان چگونه تغییر می کند …

[ad_2]

منبع: moshaverhe-news.ir